خرید بک لینک
در کتاب آیین آمده است که: پایگاههای مردم در روزگار جمشید بر سال عمر بوده و آن که سال عمرش بیشتر بود، بر جایی برتر می نشست. پس در روزگار ضحّاک برتری بر مالداری و ثروت بود. پس از آن، در ملکت افریدون بر مالداری و پیشینگی(سابقه) و پس از آن در روزگار منوچهر برتری بر بنیاد اصالت و قدمت بود. پس از آن، به ر

برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: يکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت: 11:33

در مورد یوهان ولفگانگ گوته ادیب و محقّق بزرگ آلمانی قرن هیجدهم، بین صاحبنظران اختلاف است که آیا او با توجّه به اظهار ارادت هایی که به ساحت قرآن کریم و پیامبر عظیم الشّأن اسلام (ص) از خود نشان داده است، در باطن خود مسلمان نیز بوده و یا آیین واقعی اش همان مسیحیّتی است که در ظاهر با آن شناخته شده است؟

برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: يکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت: 11:33

رفتم استخر

استخاره کنم


برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 2:53

زن گر نبود، مرد به تاراج رود زآن رو باید به سوش محتاج رود مردی از قم(ره) بگفت خوشتر این که: از دامن زن مرد به معراج رود

برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: پنجشنبه 26 اسفند 1395 ساعت: 16:06

عدّه ای در فضای محازی با هدف دلسوزی برای تیپ جدیدی از فعّالان فرهنگی: http://nemad.blog.ir/post/5 ، یکی از خوانندگان معلوم الحال نسل جدید را با شهید مجید خدمت (مجید سوزوکی فیلم اخراجی ها) مقایسه کرده و خواستار تحویل گرفته شدن او نزد افکار عمومی شده اند. خداوند توفیق توبه به همۀ ما مرحمت بفرماید.

برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 23:26

1 - در قرآن کریم داستان آن جناب جز در دو آیه از سوره مریم نیامده، و آن دو آیه این است که مى فرماید (و اذکر فى الکتاب ادریس انه کان صدیقا نبیا، و رفعناه مکانا علیا) و دو آیه از سوره انبیاء که مى فرماید (و اسمعیل و ادریس و ذالکفل کل من الصابرین و ادخلناهم فى رحمتنا انهم من الصالحین ).و در این آیات خدا

برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 23:26

«کوهی که در سرحدّات دو کشور جمهوری ارمنستان و ترکیه واقع است و از روزگاران قدیم "ماسیس" و از سوی ترکان "آغری" نامیده شده، امروز از سوی ارامنه "آرارات" نامیده می شود. پیش از آمدن ارامنه به سرزمینی که اکنون در آن ساکنند، در آن اراضی قوم تورانی زبان اورارتو=اورارتی=اورارزو سکونت داشت و .... دولتی نیروم

برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 23:26

تقلید ادیبانه ای از چک چک آب است
آواز قناری که چنین نغز و خوش آوا ست
***

من که ز فرط غصّه می خندم شب و روز
کی می رسد روزی که از شادی بگریم؟
***

آسمانا! دو-سه سال عمر مرا باز بده
تازه می خواهم از این بعد جوانی بکنم
***

غزل منزوی وار نیکو بود
غزل های من منزوی وار نیست
***

در گردش زمانه یکی سرو شو نه بید
در گیر و دار حادثه خم شو، ولی نلرز
***

برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 20:42

داغدار آن بزرگم کز برش آمد جهان
شیر یزدان بود و آتش زد به جان روبهان

چون بگویم وصف او و با چه نامی خوانمش؟
جز که گویم او علی(ع) هست و شهنشاه شهان

یاور و شاگرد و داماد و پسر عمّ نبی(ص)
می کند یاریّ دین در آشکارا و نهان....



برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 20:42


وعده حقّ است

_الهی!-

ولی افسوس

زمان می گذرد....

برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 20:42

دو چیز را زیاد درخواب می بینم و هربار که بر می خیزم حسرت در برم می گیرد: 1- پرواز می کنم، 2- ابر می خورم. *** وقتی خدای متعال در قرآن از عسل به «شرابٌ مختلفٌ ألوانها» تعبیر کرده است "عسلی" دقیقاً چه رنگی است ؟ *** به شادی روح یار تازه سفر کرده شعار "مرگ بر آمریکا" به زودی حذف خواهد شد، آنچنانکه "مرگ بر شاه" حذف شد "مرگ بر صدّام" حذف شد و... *** چطور باور کنم: فرزندان ما دهۀ شصتی ها "نسل پدرسوخته" نامیده بشوند ؟! *** هرچه جلوتر می رویم بیشتر به عقب ماندگی خود پی می بریم *** ماه رمضان فرصت خوبی است برای صبحانه خوردن *** تفکیک جنسیتی در اتوبوس های خطّ واحد) عقب: خانمها جلو: خانمها و آقایان *** تأکید بیش از اندازه بر وحدت خود، القاء کنندۀ تفرقه است *** دروغگو هم اگر نباشید روراست نبودید *** واقعیت زهرناک برجام: ترور دانشمندان هسته ای پیش زمینه اش بود، حقوق های نجومی دستآوردش. ***

برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 20:42

ملّتی که پراید را تا زمانی که ارزان بود، کم می خریدند، ولی بعد از اینکه گران شد، بیشتر خریدند، آمریکا که هیچ، مورد حملۀ موجودات فضایی هم قرار بگیرند، حقّشان است؛ ملّتی که زعفران تولیدی اش را ایتالیا وارد کشور خود می کند و با مارک ایتالیایی می فروشد، ولی روی صنایع پوشاک داخلی خودش آرم خارجی می زند تا زودتر به فروش برسد.

البتّه ما تخت جمشید و زیگورات چغازنبیل داریم، این را نگذارید به حساب فقر فرهنگی؛ پس نامش چه می تواند باشد، خدا می داند!

برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 20:42

میان زوزه ها دنبال تو کرده م نگاهم را که تا بویت بیابم، افکنم از سر کلاهم را تو آنجایی و من می دانم امشب دست می یازم بگیرم دامن پیراهن تنها پناهم را مگر از نامه های سوز دل دستت رسد آخر به هر سویی روانه کرده ام پیکان آهم را کرانم تا کران آکنده کوران و کران پیشم تو تنها می شنیدی ناله های صبحگاهم را سؤالم از صدف بیرون نگشته پاسخش گفتی مرا دریافتی در اوج و بخشودی گناهم را اگر دلهای خون را جایگاه خویش می دانی بگیر از من همین لبخندهای گاه گاهم را بگیر ای ماه من! ابر سفید از چهره تا من هم درآویزم به دامانت، ببوسم روی ماهم را خودم را هم برای خاطر تو دوست می دارم زلال و روشن اینک پیش آوردم گواهم را مرا از من بگیر امّا به دست دیگران مسپار که می داند زبان این دل گم کرده راهم را؟ «سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای» بر رویم که من راز دل خود با کسی دیگر نمی گویم

برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 20:42

اهورامزدا یا هرمزد آفرینش جهان نیکویی ها را آغازید و در گام نخست گنبد آسمان و سپس دریاها را آفرید... . در گام سوّم هرمزد زمین را میان گنبد آسمان به یک پهنا و یک درازا و یک ژرفا پدید آورد و روی ان را از نشیب و فراز پوشاند و در آن کوهها پدید آورد و در گوهها فلزهای گوناگون مثل روی و آهن و موادّی مثل گچ و گوگرد نشاند و زیر زمین همه جا را آب قرار داد. چهارم گیاهان را آفرید، بدینگونه که در وسط زمین گیاهی پدید آورد شاداب و شیرین، بی شاخه و پوست و بی خار. این گیاه تخمۀ همۀ گیاهان را در خود داشت.هرمزد آب و آتش را به یاری وی گماشت و از آن همه گونه گیاه پدید آمد. پنجم سالار چارپایان اهلی را به صورت گاوی سپید در سرزمین "ایرانویج" آفرید. بعدها "ایرانویج" مرکز نژاد آریا شد. هرمزد آب و گیاه را به یاری گاو گماشت تا به کمک آنها نیرو گیرد و ببالد و فرزندان آورد. ششم "کیومرس" بشر نخستین را آفرید که چون خورشید درخشان بود. هرمزد کیومرس/کیومرث را بینا و گویا و شنوا آفرید. مردمان از نسل کیومرس و یه شکل او پدید آمدند. هرمزد آفریدگان زمین، همه را از آب پدید آورد، جز گاو و کیومرس را که گوهرشان از آتش بود. آفرین

برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 20:42

اندکی از روز مانده، آسمانی نیمه ابری تا تمام ابری، باد سرگردان -چه بی معنی!- با قدم آهسته می پیمود پهنا و درازای خیابان را، آفتاب بی توقّع تیغ کندش را به هر سو می کشید آرام روی بعضی را رفو می کرد همزمان در جان خیلی ها فرو می رفت. صبح مان نیلی. ظهر کافوری چه با ما کرد و خواهد کرد؟ روز، روزی پرتقالی بود! شاخه ها در هم گره خورده سایه ها در هم فرو رفته برگ ها در گوش هم افسانه گویان دست ها چون حلقه در هم بود حالی بود! صحنه هایی بکر بود و لحظه هایی ناب و عالی بود.... من ولی بی اعتنا بر این همه زیبایی جان کاه -شادی های روح آزار- ساکت و ساده به روی نیمکت -شیدا و افسرده- همچنان تنها نشسته خسته و خاموش در فکر تو بودم آه! آری، آری، من به دنبال تو می گشتم.... چاره گویی بی خیالی بود، امّا باز گفتی بی خیالی فکر تقریباً محالی بود. رخنه های سدّ چشمم باز شد آب ها از آسیاب افتاد آری! «یا علی(ع) گفتیم و عشق آغاز شد» باری، ای تو آنی که نمی دانم که هستی؟ جای تو آن روز خالی بود .... .

برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 20:42

دستی به قلم دارم و

دستی بر سر !

برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 20:42

پژمرده می گردد -خدا !- امشب گل نورسته ای می میرد امشب در غریبی بلبل پربسته ای جان می دهد جان جهان در جور جمع انس و جان چون جان یاسین می رود با جان زار و خسته ای در گردن حبل خدا حبل و کنون با اشقیا بیعت کند دست خدا با دست های بسته ای آن شاهباز تیز چنگال نبرد اکنون شده تنها به سان یک کبوتر بر سر گلدسته ای آن در که عزرائیل نیز بی اذن از آن داخل نشد بر روی صاحب بشکند از دین بیرون جسته ای یک غنچۀ نشکفته هم از جور او پرپر شود مادر برد پهلوی خود با پهلوی بشکسته ای.... امّا مخور ای دل غمی کاین غم به پایان می رسد پیغام جانان می رسد بر هر دل وارسته ای شاه سواران می رسد شمشیر و قرآنی به دست پس از چه ای جان آنچنان از کف عنان بگسسته ای؟ این هجر هجرت می کند، این قهر رحمت می شود پس از چه ای دل اینچنین در خاک و خون بنشسته ای؟ دیگر نه ظلم است و نه فقر، نه جهل نه طغیان نفس نه قتل عام کودکان، نه جنگهای هسته ای وقتی بیاید آن سوار از جاده های انتظار در اوّلین صبح بهار، دیگر ز غم ها رسته ای با رایت فتح و ظفر، خال سیاهی بر رخش با زلف هایی سلسله، با ابروی پیوسته ای یاران او ایر

برچسب: نویسنده: مریم فلاح تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 20:42

صفحه بندی